مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

16

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

سرور زنان جهان حضرت زهرا عليها السلام ، در برابر زنان مهاجر و انصار كه در بيمارى مشرف به شهادتش به عيادت وى آمده بودند ، سبب ناخشنودى قريش از على عليه السلام را در يك جمله خلاصه كرد و فرمود : « سبب دشمنى آنان با ابوالحسن چه بود ؟ به خدا سوگند ، سبب جز اين نبود كه از مجازاتش و بىپروايى او نسبت به مرگش و استوارى گام‌هايش و كوبنده بودن حمله‌هايش و خشم او به خاطر خدايش ناخشنود بودند . » « 1 » اميرالمؤمنين ، على عليه السلام پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله تا هنگام شهادتش پيوسته از اين كه قريش حق وى را غصب كرده و منزلت والاى وى را كوچك شمردند ، به درگاه خداوند شكايت مىكرد ، از جمله شكوائيه‌هاى آن حضرت به خداى متعال ، اين است : « ما را با قريش چه كار ! ؟ قريش از ما ناخشنود نگشت جز اين كه ما خاندانى هستيم كه خداوند مرتبه ما را برتر از مرتبه آنان قرار داد و بر آنان سرورى بخشيد و ما را بر آنان برگزيد . آنان نيز به خاطر اين كه خداوند ما را بر آنان برگزيده است بر او خشم گرفتند و از آنچه بدان خوشنود بود ، سر برتافتند و آنچه را خداوند ناخوش داشت به دوستى گرفتند . آنگاه كه خداوند ما را بر آنان برگزيد ، آنان را در حريم خويش شريك ساختيم و كتاب و پيامبرى را به آنان شناسانديم و واجب و دين را به آنان آموختيم و صحف [ ابراهيم ] و زبور [ داود ] را به حافظه‌شان سپرديم و آنان را ديندار و مسلمان كرديم ؛ ولى آنان به ما هجوم آوردند و فضيلت ما را منكر شدند و ما را از حق‌مان محروم ساختند و دست ما را در كارهايمان و در راه هدايت مردم بستند . بارخدايا ، من عليه قريش از تو يارى مىجويم ! اى پروردگار بزرگ حق مرا از آنان بگير و دادخواهى من از آنان را وامگذار و حق مرا از آنان طلب كن ؛ كه تو فرزانه و عدل گسترى ؛ و قريش منزلت والاى مرا كوچك كرده است . » « 2 »

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 160 ، باب 7 ، حديث 9 ؛ الاحتجاج ، ج 1 ، ص 147 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 29 ، ص 559 ، حديث 10 ، به نقل از العدد القويه ، ص 189 ، حديث 19 .